خرید بک لینک
آخرین خبر/ عشق هایی در گیرو دار جنگ و مال و پول و زمین ... دختری سبک سر و وارث ثروتی پدرانه... «اسکارلت» چه گونه این زندگی را زندگی می کند؟ قسمت قبل در این مواقع ابرهای سیاه تمام خانه را در بر میگرفت . فرانک به سرعت به فروشگاه میرفت و همانجا می ماند . پیتی چون خرگوشی ترسان ، به اتاقش می خزید . وید و عمو پیتر به حیاط پشتی می رفتند و خود را با ترشکه سرگرم میکردند ، و کوکی به اشپرخانه پناه میبرد و با اواز دعا میخواند و نام خدا را بر زبان می اورد . فقط مامی می توانست خشم او را تحمل کند زیرا سال های انفجار های مهیب جرالد اوهارا را هنگام غضب دیده بود . اسکارلت در واقع قصد نداشت به فرانک ازار برساند ، زیرا به او عالقمند بود و او را به خاطر نجات تارا سپاس میگفت . ولی این فرانک بود که اغلب با انتقادهایش از راه های گوناگون باعث جنجال میشد . قطعا اسکارلت به مردی که می کوشید اراده خود را به او تحمیل کند احترام نمیگذاشت . مردانی را که از او عقب تر بودند دوست نداشت ، از مردان ترسو ، محافظه کار و خاله زنک خوشش نمی امد . از این رو وقتی یکی از این حاالت را در فرانک می دید به سرعت برمی اشفت ...

برچسب: سیزدهم, نویسنده: الینا شریعتی تاريخ: يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 10:43

صفحه بندی